دوره و شماره: دوره 8، شماره 1 - شماره پیاپی 28، بهار 1404، صفحه 7-161 
تعداد مقالات: 6
طراحی مدل ساختاری دلزدگی زناشویی بر اساس ناگویی هیجانی با میانجی‌گری پرخاشگری ارتباطی پنهان در زنان متاهل

طراحی مدل ساختاری دلزدگی زناشویی بر اساس ناگویی هیجانی با میانجی‌گری پرخاشگری ارتباطی پنهان در زنان متاهل

صفحه 7-26

سیمین غفاری، سحر شکور، آفاق جعفری، نسرین بذرافشان پور، احسان محمدی

چکیده هدف پژوهش، طراحی مدل ساختاری دلزدگی زناشویی بر اساس ناگویی هیجانی با میانجی‌گری پرخاشگری ارتباطی پنهان در زنان متاهل بود. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش شناسی در گروه مطالعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه زنان متاهل منطقه 4 شهر تهران در تابستان سال 1403 بود. حجم نمونه، 400 نفر بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و با مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو بگبی و همکاران (1994)، مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان زوجین نلسون و کارول (2006) و مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز (1996) به عنوان ابزار ارزیابی استفاده شد. داده ها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS 28 و AMOS 24 تحلیل شدند. نتایج نشان داد ناگویی هیجانی توانست پرخاشگری ارتباطی پنهان و دلزدگی زناشویی را به طور مستقیم پیش بینی کند. پرخاشگری ارتباطی پنهان نیز به نحو مستقیم توانست دلزدگی زناشویی را پیش‌بینی کند. همچنین، پرخاشگری ارتباطی پنهان توانست رابطه ناگویی هیجانی با دلزدگی زناشویی در زنان متاهل را میانجی کند(0/05>p). می‌توان نتیجه گرفت که روان شناسان و مشاوران خانواده می‌توانند با بهبود ناگویی هیجانی و پرخاشگری ارتباطی پنهان، دلزدگی زناشویی در زنان متاهل را کاهش بخشند.

مقایسه اثربخشی روان درمانی بین فردی و درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود روابط اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی و انعطاف پذیری شناختی جانبازان اعصاب روان

مقایسه اثربخشی روان درمانی بین فردی و درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود روابط اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی و انعطاف پذیری شناختی جانبازان اعصاب روان

صفحه 27-52

آزاده غیاثی مقدم، محمدرضا خدابخش، آتنا اسدی نیا

چکیده روش پژوهش این مطالعه،نیمه‌آزمایشی سه گروهی با پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری یک ماهه است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه جانبازان اعصاب و روان مشهد در سال1403 بودند که با روش نمونه گیری هدفمند۶۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید.از پرسشنامه‌های روابط اجتماعی مک کاری و مادسون (2005)، احساس تعلق اجتماعی هاگرتی و پاتوسکی (1995) ، انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) استفاده شد.آموزش روان درمانی بین فردی برای گروه آزمایشی اول و ذهن آگاهی برای گروه دوم در ۱۲ جلسه موازی اجرا گردید و شرکت‌کنندگان گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند.تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل کواریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی انجام گردید. نتایج نشان داد که آموزش روان درمانی بین فردی و درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود روابط اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی و انعطاف‌پذیری شناختی در بین جانبازان اعصاب و روان اثربخش است.هم‌چنین طبق تحلیل داده‌ها در جهت مقایسه دوبه دو گروه‌های آزمایشی و سری زمانی، هیچ تفاوتی بین اثربخشی مداخلات برای هر سه متغیر وابسته مذکور یافت نشد به این معنا که تاثیر هر دو شیوه‌ی آموزشی به صورت یکسان با گذشت زمان نیز ثابت باقی مانده است.درنتیجه استفاده از این دو روش برای غنی‌سازی کیفیت زندگی جانبازان اعصاب و روان مفید است.

بررسی تأثیر آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر حافظه ی کاری و هویت تحصیلی<span dir=RTL lang=FA>(موفق، دیررس، دنباله</span><span dir=RTL lang=FA>‌</span><span dir=RTL lang=FA>رو و سردرگم) </span> دانش آموزان

بررسی تأثیر آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر حافظه ی کاری و هویت تحصیلی(موفق، دیررس، دنبالهرو و سردرگم) دانش آموزان

صفحه 53-85

زهرا ترک زاده آرانی، غلامحسین مکتبی، منیجه شهنی ییلاق، مرتضی امیدیان

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر حافظه‌ی کاری و هویت تحصیلی دانش‌آموزان انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش از نوع آزمایشی میدانی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه است. جامعه‌ی آماری این پژوهش را تمام دانش‌آموزان دختر پایه‌ی یازدهم نواحی چهارگانه‌ی آموزش و پرورش شهر قم که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل داد. در این پژوهش جهت انتخاب آزمودنی‌ها، از روش نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای استفاده شد. در این پژوهش از برنامه‌ی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پنتریچ و دی-گروت، آزمون‌های فراخنای ارقام و توالی حرف و عدد ویرایش چهارم مقیاس هوش وکسلر عابدی و پرسش‌نامه‌ی منزلت‌های هویت تحصیلی واز و ایزاکسون، جهت جمع‌آوری داده‌های مربوط به متغیرها استفاده شد. نتایج نشان داد آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر حافظه‌ی کاری و هویت تحصیلی و بر خرده‌مقیاس‌های حافظه‌ی کاری و خرده‌مقیاس‌های هویت تحصیلی دانش‌آموزان دختر پایه‌ی یازدهم آموزش و پرورش شهر قم در مراحل پس‌آزمون و پیگیری تأثیر دارد.

بررسی تاثیر آموزش نظریه انتخاب گلاسر به دانشجویان؛ بر خشنودی و مسئولیت پذیری

بررسی تاثیر آموزش نظریه انتخاب گلاسر به دانشجویان؛ بر خشنودی و مسئولیت پذیری

صفحه 87-114

سید علی محمد موسوی، محمد باقری، علی مهدی زاده

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مفاهیم نظریه انتخاب بر خشنودی و مسئولیت پذیری دانشجویان است. روش انجام پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه شاهد بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد واحد یادگار امام تهران در طی سال تحصیلی 400-99 است. نمونه پژوهش شامل 40 آزمودنی از میان دانشجویانی بودند که دارای نمره پائین در مقیاس خشنودی و مسئولیت پذیری بودند. داده های مربوط به متغیرها با استفاده از پرسشنامه خشنودی مموریال نیوفانلند (کوزما و استونز، 2000)، و پرسشنامه مسئولیت پذیری در دو مرحله جمع آوری شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کووارایانس در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که با کنترل نمرات پیش آزمون متغیرها، اثر پیش آزمون خشنودی و مسئولیت پذیری بر پس آزمون معنی دار نبود. یعنی میزان نمرات خشنودی و مسئولیت پذیری آزمودنی های دو گروه قبل از اجرای پژوهش تفاوت معنی داری نداشتند. در نتیجه تغییرات بوجود آمده در پس آزمون حاصل مداخلات آموزشی است. زیرا با کنترل این رابطه غیرمعنی دار، مشاهده شد که تفاوت میانگین خشنودی در بین دو گروه از لحاظ آماری در سطح (002/0>P) معنی دار بود.

نقش میانجی انطباق پذیری شغلی در رابطه طرحواره های مثبت فرزندپروری و تحمل ابهام تصمیم گیری شغلی در بزرگسالان نوظهور

نقش میانجی انطباق پذیری شغلی در رابطه طرحواره های مثبت فرزندپروری و تحمل ابهام تصمیم گیری شغلی در بزرگسالان نوظهور

صفحه 115-140

زهرا اخلمدی، مهدی اکبرزاده

چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی انطباق‌پذیری شغلی در رابطه طرحواره‌های مثبت فرزندپروری و تحمل ابهام تصمیم‌گیری شغلی انجام شد. پاسخ‌های نمونه‌ای شامل 327 نفر از جامعه آماری افراد 18 تا 26 ساله شهرستان نیشابور که پرسشنامه‌های پژوهش شامل فرم کوتاه مقیاس انطباق‌پذیری شغلی (سو و همکاران، 2021)، مقیاس تحمل ابهام تصمیم‌گیری شغلی (ژو و تریسی، 2015)، و پرسشنامه طرحواره‌های مثبت فرزندپروری (لوئیس و همکاران، 2018) پاسخ داده بودند، محاسبه شد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون (با SPSS26) ارتباط مثبت و معناداری بین طرحواره‌های فرزندپروری با انطباق‌پذیری شغلی (41/0=(325)r؛ 001/0>p) و تحمل ابهام تصمیم گیری(43/0=(325)r؛ 001/0>p)، و همچنین رابطه مثبت بین انطباق‌پذیری شغلی با تحمل ابهام تصمیم‌گیری (52/0=(325)r؛ 001/0>p) نشان داد. نتایج مدلیابی معادلات ساختاری کواریانس محور به روش خودگردان‌سازی فواصل اطمینان (با AMOS24) نشان داد که انطباق‌پذیری شغلی می‌تواند از مجموع اثر طرحواره‌های مثبت فرزندپروری بر تحمل ابهام تصمیم‌گیری شغلی (53/0=β،]39/0، 65/0[ CI95%، 001/0>p) بیش از نیمی از این اثر را میانجی‌گری کند (27/0=β،]18/0، 39/0[ CI95%، 001/0>p). این یافته‌ها نشان داد، بیش از نیمی از اثر طرحواره-های مثبت فرزندپروری والدین در تامین نیازهای هیجانی اساسی فرزندان بر سطح تحمل آنها در برابر پیچیدگی‌ها و ابهامات تصمیم‌گیری شغلی، بواسطه رشد انطباق‌پذیری مسیر شغلی موجب می‌شود.

بررسی تجربه زیسته زنان از ادامه زندگی زناشویی پس از افشای پیمان شکنی همسر

بررسی تجربه زیسته زنان از ادامه زندگی زناشویی پس از افشای پیمان شکنی همسر

صفحه 141-163

شیما شفیعی، افسانه قنبری پناه

چکیده این پژوهش با هدف تجربه زیسته زنان از ادامه زندگی زناشویی پس از افشای پیمان شکنی همسر اجرا شد. روش تحقیق از نوع کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان ساکن شهر تهران در سال 1402 که بعد از تجربه پیمان شکنی همسر، ماندن در زندگی زناشویی را ترجیح دادند، بودند. نمونه پژوهش شامل 8 نفر از زنان این جامعه بود که به شیوه هدفمند انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. مراحل تحلیل اطلاعات بر پایه داده‌های حاصل از سوالات تحقیق که در قالب مصاحبه مطرح شده بود. از تجزیه و تحلیل داده‌هاى به دست آمده در این پژوهش 2 مضمون اصلى و 6 مضمون فرعی شامل درون فردی (عدم بخشش، تجربه احساسات درونی، تغییرات فردی) و بین فردی (آسیب بین فردی، بهبود رابطه، ادراک حمایت) از دیدگاه مشارکت کنندگان پیرامون تجربه پیمان شکنی همسر پدیدار شده است،بنابراین، پیشنهاد می-شود برنامه‌هایی جهت کاستن از مشکلات روانشناختی زنان که تجربه پیمان شکنی همسر را داشتند، در مراکز درمانی طراحی و اجرا گردد.