دوره و شماره: دوره 7، شماره 3 - شماره پیاپی 26، پاییز 1403، صفحه 7-128 
تعداد مقالات: 6
راهبرد کارآفرینی و توانمندسازی زنان برای توسعه ملی

راهبرد کارآفرینی و توانمندسازی زنان برای توسعه ملی

صفحه 113-128

شهرزاد کاهکش

چکیده کارآفرینی و توانمندسازی زنان از لحاظ فنی به هم مرتبط هستند، هدف این مقاله بررسی راهبرد کارآفرینی و توانمندسازی زنان برای توسعه ملی است. زنان در کشورهای توسعه یافته نقش مهمی در توسعه ملی و اقتصادی دارند. این مطالعه از نظر ماهیت کیفی است. نتایج این مطالعه نشان داد که مطمئناً زنان در کارآفرینی تحت سلطه هستند، زیرا اکثر شرکت‌های تجاری توسط مردان کنترل می‌شوند. در توضیح این مطالعه از نظریه توانمندسازی استفاده شد. اساساً فرض این نظریه بر توانمندسازی زنان و برابری جنسیتی است. هدف این نظریه دستیابی انتقادی به سطح توانمندسازی و توسعه زنان است. فرض این نظریه تضمین فرصت های برابر برای زن و مرد برای دستیابی به برابری جنسیتی است. این نظریه به کاهش تفاوت های جنسیتی و حفظ دسترسی برابر به آموزش و اقتصاد کمک می کند. این مطالعه نشان داد که کلیشه‌های فرهنگی، دسترسی نابرابر به آموزش و سرمایه ناکافی بر کارآفرینی و توانمندسازی زنان تأثیر گذاشته است. با توجه به این موضوع، این مطالعه توصیه می‌کند که دولت باید زنان را از طریق آموزش رایگان و برنامه های کسب مهارت، توانمند کند. دولت و موسسات مالی باید به زنان وام‌های بلاعوض بدهند تا آنها را برای راه اندازی کسب و کار توانمند کنند.

بررسی نقش میانجی مدل های انعطاف پذیری روانشناختی باند و ایتژاک در رابطه بین طرحواره های مثبت فرزند پروری و اضطراب اجتماعی در دانشجویان

بررسی نقش میانجی مدل های انعطاف پذیری روانشناختی باند و ایتژاک در رابطه بین طرحواره های مثبت فرزند پروری و اضطراب اجتماعی در دانشجویان

صفحه 91-112

محمدرضا خدابخش، مهدی اکبرزاده، عذرا عابدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی مدل های انعطاف پذیری روانشناختی باند و ایتژاک در رابطه بین طرحواره های مثبت فرزند پروری و اضطراب اجتماعی در دانشجویان انجام شده است. روش پژوهش همبستگی می باشد و جامعه آماری شامل دانشجویان 18 تا 48 سال در سال 1404 می باشند که از طریق نمونه گیری در دسترس 250 نفر برای پژوهش حاضر انتخاب شدند و به پرسشنامه های طرحواره فرزند پروری لویس (2018)، انعطاف پذیری هایس و باند (2019)، انعطاف پذیری ایتژاک و همکاران (2014) و اضطراب اجتماعی اویسه و همکاران (2021) پاسخ دادند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که انعطاف پذیری روانشناختی باند در رابطه بین طرحواره های مثبت فرزند پروری و اضطراب اجتماعی معنادار و مثبت دارد (01/0>p) نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد انعطاف پذیری روانشناختی ایتژاک در رابطه بین طرحواره های مثبت فرزند پروری و اضطراب اجتماعی نقش میانجی گری دارد در مقایسه با انعطاف پذیری روانشناختی باند به نظر می رسد که انعطاف پذیری ایتژاک پیچیدگی بیشتری دارد. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که نتایج، نشانگر اهمیت طرحواره های فرزند پروری در تبیین انعطاف‌پذیری شناختی است. بنابراین می‌‌توان در گستره روابط بین فردی، تربیتی، خانوادگی و درمانی به متغیر یاد‌‌شده توجه نمود.

فراشایستگی‌های مسیر شغلی در نوجوانان: بررسی نقش سبک‌های فرزندپروری مادران

فراشایستگی‌های مسیر شغلی در نوجوانان: بررسی نقش سبک‌های فرزندپروری مادران

صفحه 7-26

سلاله محسن زاده کرمانی، رضوان صالحی، محمد ربیعی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی سبک‌های فرزندپروری مادران در رشد فراشایستگی‌های مسیر شغلی نوجوانان بوده است. روش پژوهش آمیخته (کمی-کیفی) بود. مرحله اول کمّی بود و هدف از آن تشکیل دو گروه نوجوانان با فراشایستگی بالا و پایین بود.حجم نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران، 382 دانش‌آموز برآورد شد که با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب و در پژوهش شرکت کردند. ابزار پژوهش سه پرسشنامه مرتبط با فراشایستگی‌های شغلی بود. دانش‌آموزانی که در هر سه فراشایستگی، یک انحراف معیار بالاتر از میانگین بودند، در گروه با فراشایستگی بالا (39=n) و دانش‌آموزانی که یک انحراف معیار پایین‌تر از میانگین بودند، در گروه با فراشایستگی پایین (35=n) قرار گرفتند. نقش متغیرهای مهمی مانند جنسیت، رشته تحصیلی و وضعیت اجتماعی- اقتصادی کنترل شده و تفاوت معنی‌داری بین دو گروه در این متغیرها وجود نداشت. در مرحله دوم پژوهش که بصورت کیفی انجام شد، مادران دو گروه بالا و پایین در فراشایستگی ها، به مصاحبه دعوت شدند. ابزار پژوهش مصاحبه هدایت شده بود نمونه‌گیری از هر دو گروه هدف، تا اشباع نظری داده‌ها ادامه یافت.نتایج نشان داد مضمون اصلی سبک فرزندپروری مادران در گروه فراشایستگی بالا، سبک پاسخگو و مضمون اصلی سبک فرزندپروری مادران در گروه فراشایستگی پایین، سبک آزادمنشانه بوده است.

مقایسه باورهای انگیزشی، آگاهی هیجانی و کفایت اجتماعی در نوجوانان بی سرپرست و نوجوانان عادی

مقایسه باورهای انگیزشی، آگاهی هیجانی و کفایت اجتماعی در نوجوانان بی سرپرست و نوجوانان عادی

صفحه 27-44

نیوشا روستا

چکیده نوجوانان بی‌سرپرست به‌دلیل فقدان حمایت‌های عاطفی و خانوادگی در مقایسه با نوجوانان عادی با چالش‌های روانی و اجتماعی بیشتری مواجه هستند. این پژوهش با هدف بررسی تفاوت‌های روان‌شناختی میان نوجوانان بی‌سرپرست و نوجوانان عادی در ابعاد باورهای انگیزشی، آگاهی هیجانی و کفایت اجتماعی انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی و طراحی علی-مقایسه‌ای بود. جامعه آماری شامل 120 نوجوان (60 نوجوان بی‌سرپرست و 60 نوجوان عادی) از شهر شیراز بود که به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های باورهای انگیزشی، آگاهی هیجانی و کفایت اجتماعی استفاده شد و داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین نوجوانان بی‌سرپرست و نوجوانان عادی در تمامی مولفه‌ها تفاوت معناداری وجود دارد. به‌ویژه در مولفه‌های باورهای انگیزشی و آگاهی هیجانی، نوجوانان عادی نمرات بالاتری داشتند. همچنین در مولفه کفایت اجتماعی نیز نوجوانان عادی توانمندی بیشتری در زمینه مهارت‌های اجتماعی و هیجانی داشتند. این پژوهش نشان می‌دهد که نوجوانان بی‌سرپرست به‌دلیل فقدان حمایت‌های روانی و عاطفی، بیشتر در معرض مشکلات روان‌شناختی و اجتماعی قرار دارند و تقویت این ابعاد روان‌شناختی می‌تواند به بهبود وضعیت روانی و اجتماعی آنان کمک کند.

مقایسه خودکارآمدی و خودکنترلی نوجوانان با مادر شاغل و غیر شاغل

مقایسه خودکارآمدی و خودکنترلی نوجوانان با مادر شاغل و غیر شاغل

صفحه 45-64

وحدانه ضیائی

چکیده هدف از انجام این پژوهش، بررسی مقایسه خودکارآمدی و خودکنترلی نوجوانان با مادر شاغل و غیر شاغل بود. روش پژوهش از نوع علّی مقایسه‌ای و جامعه آماری را تمام دختران مقطع متوسطه دوم که در سال تحصیلی 1403-1402 در منطقه دو آموزش و پرورش شهر تهران مشغول به تحصیل بودند، تشکیل داد. حجم نمونه 80 نفر (40 نفردارای مادران شاغل و 40 نفردارای مادران غیرشاغل) به روش در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. به جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) و خود کنترلی تانجی (2004) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش از نرم افزار Spss نسخه 24 و روش تحلیل واریانس استفاده شد. یافته‌ها نشان داد، تفاوت معناداری بین خودکارآمدی و خود کنترل‌گری نوجوانان دارای مادر شاغل و غیر شاغل وجود دارد (05/0=p). بررسی میانگین نمره‌های خودکارآمدی و خود کنترلی دانش‌آموزان نشان داد که نوجوانانی که دارای مادران شاغل هستند در مقایسه با نوجوانانی که مادران غیرشاغل دارند نمرات بیشتری کسب نمودند. بر این اساس می‌توان با تاکید بر نقش اشتغال مادر، خودکارآمدی و خودکنترلی نوجوانان را به میزان قابل توجهی افزایش داد.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر احساس تنهایی و تحمل پریشانی دانشجویان دختر خوابگاهی

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر احساس تنهایی و تحمل پریشانی دانشجویان دختر خوابگاهی

صفحه 65-90

مریم رئیس شهرکی، محمد شاکرمی

چکیده هدف از پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر احساس تنهایی و تحمل پریشانی دانشجویان دختر خوابگاهی بوده.پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر ۲۰ تا ۳۰ ساله مقیم خوابگاه دانشگاه آزاد‌اسلامی اصفهان (خوراسگان) در سال تحصیلی 1402-1403 بود. 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارده شد. برای گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش تنظیم هیجان گراس اجرا شد. میزان احساس تنهایی و تحمل پریشانی هر دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از پرسشنامه‌های احساس تنهایی راسل و همکاران (1980) تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2008) سنجیده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS27 انجام شد.

یافته‌های پژوهش نشان داد آموزش تنظیم هیجان منجر به کاهش نمرات احساس تنهایی (49/61 = F، 01/0 > p) و افزایش تحمل پریشانی (73/26 = F، 01/0 > p) گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است.نتایج پژوهش نشان‌دهنده اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر بهبود احساس تنهایی و افزایش تحمل پریشانی دانشجویان دختر خوابگاهی می‌باشد.