دوره و شماره: دوره 8، شماره 3 - شماره پیاپی 30، پاییز 1404، صفحه 7-200 
تعداد مقالات: 3
تأثیر نگرش نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در آموزش در ارتقاء سواد دیجیتال و شایستگی دیجتال و سواد رسانه‌ای دیجیتال

تأثیر نگرش نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در آموزش در ارتقاء سواد دیجیتال و شایستگی دیجتال و سواد رسانه‌ای دیجیتال

صفحه 23-50

مریم بخشش، محمد فلاحی

چکیده هدف این مطالعه بررسی تأثیر نگرش نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در آموزش در ارتقاء سواد دیجیتال و شایستگی دیجتال و سواد رسانه‌ای دیجیتال بود. نوع روش تحقیق همبستگی_تحلیلی با رویکرد پیمایشی بود. جامعه‌ی آماری شامل معلمان شاغل به تدریس در مقطع ابتدایی آموزش و پرورش شهرستان دیواندره در سال تحصیلی 1404-1403 بود.شیوه توزیع به صورت نمونه در دسترس (228 نفر) بود. ابزار سنجش شامل پرسشنامه‌های نگرش به هوش مصنوعی در آموزش چاترجی (2020)، سواد دیجیتال رودریگوئز و همکاران (2016)، شایستگی دیجیتال بتین و همکاران (2023) و سواد رسانه‌ای یزدانی (1391) بود. آزمون‌های مورد استفاده در این تحقیق شامل آمارهای همبستگی و رگرسیون بود. نتایج نشان داد بین نگرش نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در آموزش با ارتقاء سواد دیجیتال و شایستگی دیجتال و سواد رسانه‌ای دیجیتال معلمان زن و مرد رابطه‌ی معنی‌داری (P> 0.05) وجود دارد. تمرکز بر یادگیری مؤثر، حل مسئله، یادگیری هوش مصنوعی، سواد دیجیتال و مدیریت اطلاعات می‌تواند نتایج قابل توجهی برای سیاست‌گذاری استراتژیک ایجاد کند. آموزش و پرورش باید ادغام آموزش سواد دیجیتال، شایستگی دیجتال و سواد رسانه‌ای دیجیتال را در در اولویت قرار دهند تا معلمان را برای چالش‌ها و فرصت‌های ارائه شده توسط هوش مصنوعی و سایر فناوری‌های پیشرفته آماده کنند.

پژوهش بالینی آسیب‌شناسی روانی درباره‌ اختلالات روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی

پژوهش بالینی آسیب‌شناسی روانی درباره‌ اختلالات روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی

صفحه 7-22

رضا عبدی، علی علی اصغری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی آسیب‌شناسی روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در رابطه بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی، در جامعه بیماران سرطانی شهر ارومیه اجرا شد. مطالعه حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی و در چارچوب یک پژوهش بالینی بر روی ۱۷۰ بیمار مبتلا به سرطان مراجعه‌کننده به مراکز درمانی ارومیه در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها شامل پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت (NEO-FFI)، مقیاس ذهنی‌سازی (RFQ) و سیاهه علائم بالینی (SCL-90-R) بود. داده‌ها با روش‌های آماری توصیفی، همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شدند. نتایج نشان داد روان‌رنجوری بالاترین همبستگی مثبت با اختلالات روانی (r=0.64, p<0.001) و ذهنی‌سازی همبستگی منفی و معنادار با آسیب‌شناسی روانی (r=-0.53, p<0.001) داشت. همچنین، بیماران با ذهنی‌سازی بالا سطوح کمتری از آسیب‌شناسی روانی را تجربه کردند. در مدل‌یابی معادلات ساختاری، نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین روان‌رنجوری و اختلالات روانی تأیید شد (اثر غیرمستقیم β=0.12, p<0.01) و شاخص‌های برازش مدل (CFI=0.94, RMSEA=0.06) مناسب ارزیابی شدند. در مجموع، یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که صفات شخصیتی و ظرفیت ذهنی‌سازی بیماران تأثیر معناداری بر آسیب‌شناسی روانی ناشی از تشخیص سرطان دارند.

آزمایش مدل منحنی رشد نهفته التزام تحصیلی و تلاش تحصیلی با کنترل وضعیت اقتصادی - اجتماعی و عملکرد تحصیلی قبلی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر داراب

آزمایش مدل منحنی رشد نهفته التزام تحصیلی و تلاش تحصیلی با کنترل وضعیت اقتصادی - اجتماعی و عملکرد تحصیلی قبلی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر داراب

صفحه 51-82

غلامرضا علی پور، علیرضا حاجی یخچالی، غلامحسین مکتبی، عسکر آتش افروز

چکیده این پژوهش با هدف بررسی الگوهای رشد نهفته التزام و تلاش تحصیلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه و نقش وضعیت اقتصادی-اجتماعی و عملکرد تحصیلی قبلی در تفاوت‌های فردی این الگوها انجام شد. پژوهش از نوع طولی و مبتنی بر مدل‌یابی منحنی رشد نهفته بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پایه‌های دهم تا دوازدهم شهر داراب در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود و نمونه‌ای ۶۰۰ نفری به روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های التزام تحصیلی فردریکس (2004)، راهبردهای انگیزشی پینتریچ و دی‌گروت (1990)، وضعیت اقتصادی-اجتماعی قدرت‌نما (1392) و معدل تحصیلی در چهار موج (مهر، آبان، آذر و دی) گردآوری شد. نتایج نشان داد که التزام و تلاش تحصیلی در طول سال روندی خطی و نزولی دارند. واریانس‌های معنادار عرض از مبدأ و شیب، تفاوت‌های بین‌فردی را تأیید کرد. همبستگی منفی بین سطح اولیه و نرخ کاهش مشاهده شد (r=-0.27، p<0.05). وضعیت اقتصادی-اجتماعی و عملکرد تحصیلی قبلی تأثیر مثبت و معناداری بر سطح اولیه و رشد داشتند. مدل از برازش مناسب برخوردار بود. نتایج بر لزوم مداخلات مدرسه‌محور و حمایت از دانش‌آموزان کم‌برخوردار برای حفظ انگیزش و تلاش تحصیلی تأکید دارد.