دوره و شماره: دوره 7، شماره 2 - شماره پیاپی 25، تابستان 1403، صفحه 7-250 
تعداد مقالات: 5
اثربخشی مداخله پذیرش و تعهد با رویکرد مثبت نگری بر پذیرش بیماری و خودکارآمدی مقابله در بیماران مبتلا به ام اس

اثربخشی مداخله پذیرش و تعهد با رویکرد مثبت نگری بر پذیرش بیماری و خودکارآمدی مقابله در بیماران مبتلا به ام اس

صفحه 7-26

رویا بیوک، مهتاب مروجی

چکیده هدف پژوهش حاضر مطالعه اثربخشی مداخله پذیرش و تعهد با رویکرد مثبت نگری بر پذیرش بیماری و خودکارآمدی مقابله در بیماران مبتلا به ام اس بود. پژوهش حاضر کاربردی از نوع نیمه آزمایشی پیش‌آزمون-پس-آزمون با گروه کنترل بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و به صورت طرح پژوهش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به ام اس شهر مشهد که به درمانگاه تخصصی مغز و اعصاب شرق ایران در سال 1402 مراجعه کرده بودند. حجم نمونه شامل 30 نفر از بیماران مبتلا به ام اس بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، سپس به طور تصادفی در 2 گروه 15 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شد. ابزار پژوهش را پرسشنامه‌های پرسشنامه پذیرش بیماری و پرسشنامه خودکارآمدی مقابله استفاده شد. براساس تحلیل کوواریانس صورت گرفته شده در نرم‌افزار SPSS مشخص شد که مداخله پذیرش و تعهد با رویکرد مثبت نگری بر پذیرش بیماری و خودکارآمدی مقابله در بیماران مبتلا به ام اس اثربخش است (05/0>P).

تبیین مدل رضایت زناشویی بر اساس کیفیت زناشویی و حالت‌های مثبت روانشناختی: نقش واسطه‌ای سبک‌های عشق‌ورزی در بین فرهنگیان شهرستان مریوان

تبیین مدل رضایت زناشویی بر اساس کیفیت زناشویی و حالت‌های مثبت روانشناختی: نقش واسطه‌ای سبک‌های عشق‌ورزی در بین فرهنگیان شهرستان مریوان

صفحه 93-116

احمد امانی، رامین سالم

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رضایت زناشویی با کیفیت زناشویی و حالت‌های مثبت روانشناختی: نقش واسطه‌ای سبک‌های عشق‌ورزی بود. این پژوهش از حیث روش‌شناسی کمی و از لحاظ هدف کاربردی بوده است که با روش همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی فرهنگیان شهرستان مریوان در سال 1400 تا 1401 بودند که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول حجم نمونه‌ی کوکران تعداد 350 نفر انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش از پرسشنامه رضایت زناشویی (ENRICH) اولسون (1989)، پرسشنامه حالت‌های مثبت روانشناختی (PPS) رجائی و همکاران (1391)، پرسشنامه کیفیت زناشویی تجدید نظر شده (RDAS) باسبی و همکاران (1995) و پرسشنامه سبک عشق‌ورزی استرانبرگ (STLS) استرنبرگ (1986) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها از ماتریس همبستگی، مدل مسیر و نرم افزار AMOS- 24 استفاده شده است.. یافته‌های این پژوهش نشان داد که کیفیت زناشویی 79/0 از تغییرات سبک-های عشق‌ورزی را پیش‌بینی می‌کند. حالت‌های مثبت روانشناختی نیز با 09/0 و سطح معنی‌داری 04/0 هر چند دارای اثر ضعیف-تری نسبت به کیفیت زناشویی می‌باشد ولی تأثیر مثبت و معناداری بر روی سبک‌های عشق‌ورزی دارد.

اثربخشی آموزش دلبستگی‌محور والدین بر کاهش تنیدگی والدین کودکان پیش‌دبستانی

اثربخشی آموزش دلبستگی‌محور والدین بر کاهش تنیدگی والدین کودکان پیش‌دبستانی

صفحه 181-198

الهام قربانیان، هادی محمدلو

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش دلبستگی‌محور والدینی بر کاهش تنیدگی مادران کودکان پیش‌دبستانی انجام شد. روش: روش مطالعه، شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون، گروه گواه و پیگیری بود. 260 نفر از مادران کودکان 4 تا 6 ساله حاضر در مهدکودک‌های مناطق 1 و 2 شهر تهران با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و پرسشنامه تنیدگی والدینی ابیدین (1990) را تکمیل کردند. با در نظر گرفتن ملاک‌های ورود و خروج به پژوهش، 31 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. بسته آموزش دلبستگی‌محور مادران (قنبری، 1392) در 8 جلسه گروهی به صورت هفتگی در مهدکودک‌ها به مادران گروه آزمایش ارائه شد. پس از پایان جلسات آموزشی و 2 ماه پس از آن مقیاس تنیدگی والدینی به وسیله دو گروه تکمیل و برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که بسته آموزش دلبستگی‌محور والدین، تنیدگی مادران گروه آزمایش را در قلمرو کودک و قلمرو والد کاهش داده است و هم‌چنین پیگیری نتایج نشان داد که این تغییرات در طول 2 ماه ثبات داشته است.

اثربخشی آموزش دلبستگی­محور والدین بر کاهش تنیدگی والدین کودکان پیش­دبستانی

اثربخشی آموزش دلبستگی­محور والدین بر کاهش تنیدگی والدین کودکان پیش­دبستانی

صفحه 181-198

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش دلبستگی­محور والدینی بر کاهش تنیدگی مادران کودکان پیش­دبستانی انجام شد. روش مطالعه، شبه آزمایشی با طرح پیش­آزمون، پس­آزمون، گروه گواه و پیگیری بود. 260 نفر از مادران کودکان 4 تا 6 ساله حاضر در مهدکودک‌های مناطق 1 و 2 شهر تهران با روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب و پرسشنامه تنیدگی والدینی ابیدین (1990) را تکمیل کردند. با در نظر گرفتن ملاک­های ورود و خروج به پژوهش، 31 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. بسته آموزش دلبستگی­محور مادران (قنبری، 1392) در 8 جلسه گروهی به صورت هفتگی در مهدکودک‌ها به مادران گروه آزمایش ارائه شد. پس از پایان جلسات آموزشی و 2 ماه پس از آن مقیاس تنیدگی والدینی به وسیله دو گروه تکمیل و برای تحلیل داده­ها از روش تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. نتایج نشان داد که بسته آموزش دلبستگی­محور والدین، تنیدگی مادران گروه آزمایش را در قلمرو کودک و قلمرو والد کاهش داده است و هم­چنین پیگیری نتایج نشان داد که این تغییرات در طول 2 ماه ثبات داشته است. بر مبنای یافته­ها، بسته آموزش دلبستگی­محور والدین، به نظر می­رسد که با افزایش حساسیت، دسترس­پذیری، پاسخدهی مادرانه و بهبود رابطه مادر- کودک موجب کاهش تنیدگی والدینی می­شود.

شناسایی فرآیند بهبودی نشانه‌های افسردگی در روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت فشرده: یک مطالعه تک آزمودنی

شناسایی فرآیند بهبودی نشانه‌های افسردگی در روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت فشرده: یک مطالعه تک آزمودنی

محمدعلی عامری، ابوالفضل سرلکی، سجاد خانجانی

چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی فرآیند بهبودی نشانه‌های افسردگی در روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت فشرده بود. طرح پژوهش از نوع آزمایشی تک آزمودنی با چند خط پایه‌ و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل سربازان وظیفه مبتلا به اختلال افسردگی اساسی یک واحد نظامی در اصفهان در بهار سال 1403 بود. 3 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان پروتکل ISTDP دوانلو (1995) به روش فردی طی 8 جلسه 90 دقیقه‌ای به‌صورت هفتگی دریافت کردند. شرکت‌کنندگان، با نسخه دوم پرسشنامه افسردگی بک در طی 12 مرحله ارزیابی شدند که شامل 4 مرحله خط پایه (4، 3، 2 و 1 هفته پیش از اولین جلسه درمان)، 4 مرحله مداخله (پس از اتمام جلسات درمانی دوم، چهارم، ششم و هشتم) و 4 مرحله پیگیری (1، 2، 3 و 4 هفته پس از آخرین جلسه درمان) بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل بصری نمودار، درصد بهبودی و شاخص تغییر پایدار انجام شد. نتایج نشان داد، هر سه شرکت‌کننده با شروع مداخله، روند کاهشی و رو به بهبودی را در تراز نمرات افسردگی نشان دادند و پایداری این نتایج تا یک ماه پس از درمان تایید شد. بر اساس نتایج پژوهش پیشنهاد می‌شود که از ISTDP برای بهبود بیماران مبتلا به افسردگی استفاده شود.