دوره و شماره: دوره 9، شماره 1 - شماره پیاپی 32، بهار 1405، صفحه 7-200 
تعداد مقالات: 3
تأثیر مداخله رفتاردرمانی شناختی بر شادکامی و رفتار کودکان مبتلا به سرطان

تأثیر مداخله رفتاردرمانی شناختی بر شادکامی و رفتار کودکان مبتلا به سرطان

صفحه 7-26

علی علی اصغری، غلامرضا چلبیانلو

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مداخله رفتار درمانی شناختی بر ارتقاء شادکامی و رفتارهای سازگارانه و همچنین کاهش رفتارهای ناسازگارانه در کودکان سرطانی ۷ تا ۱۳ سال شهر ارومیه بود. این مطالعه با روش نیمه‌تجربی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان مبتلا به سرطان ۷ تا ۱۳ سال بود که در بازه زمانی دی ۱۴۰۳ تا خرداد ۱۴۰۴ به مراکز درمانی ارومیه مراجعه کرده بودند. ۴۰ کودک به روش نمونه‌گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و به صورت همسان‌سازی شده در دو گروه آزمایش و کنترل (۲۰ نفره) قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۶۰ دقیقه‌ای تحت مداخله رفتاردرمانی شناختی قرار گرفت و گروه کنترل صرفاً مراقبت پزشکی معمول را دریافت کرد. ابزار اندازه‌گیری، مقیاس شادکامی کودکان سرطانی (MSCS) و پرسشنامه سنجش رفتار (BASC-2) بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و نرم‌افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که گروه آزمایش نسبت به کنترل، افزایش معناداری در نمرات شادکامی (F=12.76؛ p<0.01؛ Eta²=0.35) و رفتار سازگارانه (F=9.34؛ p<0.01؛ Eta²=0.29) و نیز کاهش معناداری در رفتار ناسازگارانه (F=10.25؛ p<0.01؛ Eta²=0.30) داشتند. یافته‌های پژوهش تأییدکننده تاثیر مثبت رفتار درمانی شناختی بر بهبود شادکامی و رفتار کودکان سرطانی است.

بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر گشتالت درمانی بر آسیب و رشد پس از سانحه در افراد درگیر با پیامدهای روانی جنگ

بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر گشتالت درمانی بر آسیب و رشد پس از سانحه در افراد درگیر با پیامدهای روانی جنگ

صفحه 27-39

غلام حسین ادب، مریم ممقانیه، فرزانه قوامی، بهنام عسکری احمدآباد، مهرانوش غنی زاده

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر گشتالت‌درمانی بر آسیب و رشد پس از سانحه در افراد درگیر با پیامدهای روانی جنگ بود. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل افراد درگیر با پیامدهای روانی جنگ 12 روزه در شهر تهران بود که از میان آنان 30 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه آسیب و رشد پس از سانحه فرحبخش (1404) بود. یافته‌ها نشان داد که پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون، بین دو گروه در پس‌آزمون تفاوت معناداری وجود دارد و مشاوره گروهی مبتنی بر گشتالت‌درمانی توانسته است به‌طور معناداری موجب کاهش آسیب و افزایش رشد پس از سانحه در افراد درگیر با پیامدهای روانی جنگ شود (01/0>P). بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که مشاوره گروهی مبتنی بر گشتالت‌درمانی با تأکید بر افزایش آگاهی، پذیرش تجربه‌های هیجانی، تکمیل موقعیت‌های ناتمام و تقویت تماس اصیل با خود و دیگران، می‌تواند به‌عنوان رویکردی مؤثر در کاهش پیامدهای روان‌شناختی جنگ و تسهیل بازسازی روانی افراد آسیب‌دیده مورد استفاده قرار گیرد.

اثربخشی واقعیت درمانی بر تفکر ارجاعی و سبک های دلبستگی زنان دارای دلزدگی زناشویی

اثربخشی واقعیت درمانی بر تفکر ارجاعی و سبک های دلبستگی زنان دارای دلزدگی زناشویی

صفحه 41-64

معصومه طاهری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی واقعیت‌درمانی بر تفکر ارجاعی و سبک‌های دلبستگی زنان دارای دلزدگی زناشویی بود. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متأهل مراجعه‌کننده به کلینیک‌های مشاوره شهر تهران با تجربه دلزدگی زناشویی در بازه زمانی دی تا اسفند ۱۴۰۴ بود که از میان آنان ۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه تحت مداخله واقعیت‌درمانی مبتنی بر نظریه انتخاب گلسر (1967) و طبق موسسه بین المللی ویلیام گلسر (2008) توسط علی صاحبی قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه تفکر ارجاعی اهرینگ و همکاران (2011) و پرسشنامه سبک‌های دلبستگی بزرگسال بشارت (2011) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که واقعیت‌درمانی موجب کاهش معنادار تفکر ارجاعی و سبک‌های دلبستگی ناایمن شامل دلبستگی اجتنابی و دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و همچنین افزایش معنادار سبک دلبستگی ایمن در زنان دارای دلزدگی زناشویی شده است (05/0>p). بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که واقعیت‌درمانی می‌تواند به اصلاح الگوهای شناختی و هیجانی ناسازگار در روابط زناشویی کمک کند.