کلیدواژه‌ها = سرطان
تعداد مقالات: 2
تحلیل ساز و کارهای نوروبیولوژیک مرتبط با اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان

تحلیل ساز و کارهای نوروبیولوژیک مرتبط با اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 آبان 1404

علی علی اصغری، عزت الله احمدی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل سازوکارهای نوروبیولوژیک مؤثر بر اضطراب و افسردگی در بیماران سرطانی شهر ارومیه و تعیین نقش شاخص‌های اصلی نوروبیولوژیک (کورتیزول، سروتونین، دوپامین و عملکرد محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال) طی بازه زمانی مهر 1403 تا فروردین 1404 انجام شد. طرح پژوهش توصیفی-تحلیلی و جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به سرطان مراجعه‌کننده به مراکز درمانی ارومیه بود. نمونه‌گیری با روش تصادفی طبقه‌ای صورت گرفت و بنابرین 150 نفر وارد مطالعه شدند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه‌های استاندارد اضطراب، افسردگی و سنجش‌های آزمایشگاهی نوروبیولوژیک (سطوح سرمی کورتیزول، سروتونین، دوپامین و آدرنوکورتیکوتروپیک) بود. نتایج نشان داد میانگین نمرات اضطراب و افسردگی در سطح متوسط تا شدید قرار دارد. سطوح کورتیزول و آدرنوکورتیکوتروپیک در اکثر افراد بالاتر از حد معمول و سطح سروتونین پایین‌تر از بازه طبیعی بود. همبستگی معناداری بین افزایش کورتیزول و آدرنوکورتیکوتروپیک با شدت افسردگی و اضطراب مشاهده شد (p<0.01)، در حالی‌که کاهش سروتونین و دوپامین نیز با افزایش علائم همراه بود. مدل رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد متغیرهای نوروبیولوژیک بخش قابل توجهی از واریانس علائم هیجانی اضطراب و افسردگی را پیش‌بینی می‌کنند. یافته‌ها بیانگر نقش معنادار نابهنجاری‌های نوروبیولوژیک در شدت و بروز اضطراب و افسردگی بیماران سرطانی است.

پژوهش بالینی آسیب‌شناسی روانی درباره‌ اختلالات روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی

پژوهش بالینی آسیب‌شناسی روانی درباره‌ اختلالات روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی

دوره 8، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 7-22

رضا عبدی، علی علی اصغری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی آسیب‌شناسی روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در رابطه بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی، در جامعه بیماران سرطانی شهر ارومیه اجرا شد. مطالعه حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی و در چارچوب یک پژوهش بالینی بر روی ۱۷۰ بیمار مبتلا به سرطان مراجعه‌کننده به مراکز درمانی ارومیه در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها شامل پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت (NEO-FFI)، مقیاس ذهنی‌سازی (RFQ) و سیاهه علائم بالینی (SCL-90-R) بود. داده‌ها با روش‌های آماری توصیفی، همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شدند. نتایج نشان داد روان‌رنجوری بالاترین همبستگی مثبت با اختلالات روانی (r=0.64, p<0.001) و ذهنی‌سازی همبستگی منفی و معنادار با آسیب‌شناسی روانی (r=-0.53, p<0.001) داشت. همچنین، بیماران با ذهنی‌سازی بالا سطوح کمتری از آسیب‌شناسی روانی را تجربه کردند. در مدل‌یابی معادلات ساختاری، نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین روان‌رنجوری و اختلالات روانی تأیید شد (اثر غیرمستقیم β=0.12, p<0.01) و شاخص‌های برازش مدل (CFI=0.94, RMSEA=0.06) مناسب ارزیابی شدند. در مجموع، یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که صفات شخصیتی و ظرفیت ذهنی‌سازی بیماران تأثیر معناداری بر آسیب‌شناسی روانی ناشی از تشخیص سرطان دارند.