کلیدواژه‌ها = مادران
تعداد مقالات: 3
تاثیر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر سلامت مادران دارای فرزند خردسال پیش دبستانی

تاثیر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر سلامت مادران دارای فرزند خردسال پیش دبستانی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 تیر 1404

نجمه سدرپوشان

چکیده این پژوهش به بررسی تأثیر توانمندسازی روانشناختی بر سلامت مادرانی پرداخته است که دارای فرزند خردسال ۳ تا ۶ سال پیش‌دبستانی بودند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارتقای سلامت روانی و جسمی مادران از طریق توانمندسازی روانشناختی بود. مطالعه به صورت نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل مادرانی بود که فرزند خردسال خود را در پیش‌دبستانی ثبت‌نام کرده بودند. از این میان، ۳۰ نفر به‌صورت در دسترس انتخاب و در دو گروه ۱۵ نفری مداخله و کنترل جایگزین شدند. گروه مداخله در ۹ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای توانمندسازی روانشناختی شرکت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. نتایج نشان داد که برنامه توانمندسازی روانشناختی تفاوت معناداری بین دو گروه ایجاد کرده است. سلامت جسمانی و روانی مادران در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بهبود یافته بود (P<0.001). همچنین، مشخص شد که سطح تحصیلات و اشتغال مادران بر سلامت آن‌ها تأثیرگذار است؛ مادران شاغل و دارای تحصیلات بالاتر از سلامت عمومی بهتری برخوردار بودند. در نهایت، پژوهش پیشنهاد می‌کند که توانمندسازی روانشناختی والدین می‌تواند به بهزیستی و کیفیت زندگی فرزندان نیز کمک کند. همچنین، مشارکت هر دو والد در برنامه‌های توانمندسازی می‌تواند تأثیر بیشتری بر سلامت خانواده داشته باشد.

اثربخشی آموزش طرحواره درمانی یانگ بر تاب آوری و سبک های فرزندپروری مادران دانش آموزان متوسطه دوم

اثربخشی آموزش طرحواره درمانی یانگ بر تاب آوری و سبک های فرزندپروری مادران دانش آموزان متوسطه دوم

دوره 4، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 39-58

فاطمه فروزانفر، فریده دوکانه‌ای

چکیده هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش طرحواره درمانی یانگ بر تاب­آوری و سبک­های فرزندپروری مادران دانش­آموزان متوسطه دوم منطقه 5 شهر تهران(پونک) بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش­آزمون- پس­آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مادران دانش­آموزان متوسطه دوم منطقه 5 شهر تهران (پونک) در سال تحصیلی 1398-1399 تشکیل می دادند که تعداد آن­ها 1400 نفر می­باشند. روش نمونه­گیری این پژوهش به صورت خوشه­ای بود که تعداد گروه نمونه شامل 30 نفر (15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل) به صورت تصادفی انتخاب گردیدند. شرکت­کنندگان در مراحل پیش­آزمون و پس­آزمون ، مقیاس­های تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) و فرزندپروری (بامرین، 1998) را تکمیل کردند و آزمودنی­های گروه آزمایش طی 10 جلسه 60 دقیقه­ای تحت آموزش طرحواره درمانی قرار گرفتند. تحلیل داده ­ها با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج حاصل نشان داد که، آموزش طرحواره درمانی بر تاب­آوری با اندازه اثر (65/0) بیشترین تاثیر و پس از آن بر سبک فرزندپروری سهل­گیرانه با اندازه اثر (52/0) و سپس بر سبک فرزندپروری قاطعانه با  اندازه اثر (4/0) و در آخر بر سبک فرزندپروری مستبدانه با اندازه اثر(39/0) بیشترین تاثیر را داشته است. با توجه به نتایج می­توان گفت که، طرحواره درمانی یانگ بر بهبود تاب­آوری و سبک­های فرزندپروری مادران دانش­آموزان مقطع متوسطه دوم تاثیر دارد.

پیش بینی بلوغ عاطفی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بر اساس سبک دلبستگی و میزان تمایز یافتگی مادران در شهر نجف آباد

پیش بینی بلوغ عاطفی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بر اساس سبک دلبستگی و میزان تمایز یافتگی مادران در شهر نجف آباد

دوره 2، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 35-62

بهاره مختاری، کیومرث فرحبخش

چکیده بلوغ عاطفی جزء عوامل سلامت روان است و بررسی مؤلفه های پیش بینی کننده آن میتواند به ما درفهم بهتر این پدیده و بهبود آن یاری رساند. پیش بینی بلوغ عاطفی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بر اساس سبک دلبستگی و میزان تمایزیافتگی مادران شهر نجف آباد. تحقیق حاضر یک طرح توصیفی -همبستگی است و جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر نجف آباد و مادرانشان در سال تحصیلی97-1396 می باشد که از آنها 317 نفر نمونه به روش خوشه ای انتخاب شدند. سپس پرسشنامه بلوغ عاطفی سینگ و بهارگاوا برای دختران و تمایزیافتگی از اسکورن و فریدلندر و سبک دلبستگی کولینز و رید برای مادران توزیع شد.و نیز داده ها به روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرارگرفت. بین بلوغ عاطفی با تمایزیافتگی و مولفه های آن (واکنش پذیری عاطفی، جایگاه من، هم آمیختگی وگریزعاطفی) رابطه مثبت وجود دارد. و میان بلوغ عاطفی و دلبستگی دوسوگرا-اضطرابی رابطه منفی است. اما میان دلبستگی ایمن و اجتنابی با بلوغ عاطفی رابطه یافت نشد. نتایج نشان میدهد باید برای ارتقاء تمایزیافتگی و اصلاح سبک دلبستگی از طرق مختلف کوشید. چراکه این مولفه ها نه تنها در افزایش بلوغ عاطفی اهمیت دارند؛ بلکه به طور نسلی منتقل شده و کیفیت زندگی نسلهای بعد را نیز تحت تاثیر قرار میدهند.