کلیدواژه‌ها = مدل‌یابی معادلات ساختاری
تعداد مقالات: 2
مدل یابی تعهد زناشویی بر اساس هوش هیجانی و سبک های حل تعارض با نقش واسطه ای صمیمیت عاطفی در زوجین

مدل یابی تعهد زناشویی بر اساس هوش هیجانی و سبک های حل تعارض با نقش واسطه ای صمیمیت عاطفی در زوجین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405

مریم فرجام راد

چکیده این مطالعه توصیفی-همبستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. مدل ساختاری از برازش مطلوبی برخوردار بود (018/0=SRMR و 967/0=NFI). هوش هیجانی بر صمیمیت عاطفی (413/0=β) و تعهد زناشویی (306/0=β) اثر مستقیم مثبت داشت. سبک‌های سازنده حل تعارض با صمیمیت (265/0=β) و تعهد (140/0=β) رابطه مثبت و سبک‌های ناسازگار با صمیمیت (322/0-=β) و تعهد (220/0-=β) رابطه منفی داشتند. صمیمیت عاطفی قوی‌ترین پیش‌بین تعهد بود (382/0=β). نقش میانجی جزئی صمیمیت در روابط بین هوش هیجانی (158/0=β غیرمستقیم؛ اثر کل: 464/0) و سبک‌های سازنده (101/0=β غیرمستقیم؛ اثر کل: 241/0) و ناسازگار (123/0-=β غیرمستقیم؛ اثر کل: 343/0- ) با تعهد تأیید شد. مدل نهایی ۶۰٪ از واریانس صمیمیت و ۷۳٪ از واریانس تعهد را تبیین کرد. تعهد زناشویی در جامعه ایران پیوندی عمیقاً هیجانی است که در بستر صمیمیت عاطفی شکل می‌گیرد و هوش هیجانی و سبک‌های سازنده حل تعارض، منابع اصلی تغذیه‌کننده این بستر هستند. برازش مطلوب و قدرت تبیین بالای مدل (73 درصد از واریانس تعهد) که با داده‌های جامعه ایران به دست آمده، اعتبار این یافته‌ها را در بافت فرهنگی کشور تأیید می‌کند.

پژوهش بالینی آسیب‌شناسی روانی درباره‌ اختلالات روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی

پژوهش بالینی آسیب‌شناسی روانی درباره‌ اختلالات روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی

دوره 8، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 7-22

رضا عبدی، علی علی اصغری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی آسیب‌شناسی روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در رابطه بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی، در جامعه بیماران سرطانی شهر ارومیه اجرا شد. مطالعه حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی و در چارچوب یک پژوهش بالینی بر روی ۱۷۰ بیمار مبتلا به سرطان مراجعه‌کننده به مراکز درمانی ارومیه در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها شامل پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت (NEO-FFI)، مقیاس ذهنی‌سازی (RFQ) و سیاهه علائم بالینی (SCL-90-R) بود. داده‌ها با روش‌های آماری توصیفی، همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شدند. نتایج نشان داد روان‌رنجوری بالاترین همبستگی مثبت با اختلالات روانی (r=0.64, p<0.001) و ذهنی‌سازی همبستگی منفی و معنادار با آسیب‌شناسی روانی (r=-0.53, p<0.001) داشت. همچنین، بیماران با ذهنی‌سازی بالا سطوح کمتری از آسیب‌شناسی روانی را تجربه کردند. در مدل‌یابی معادلات ساختاری، نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین روان‌رنجوری و اختلالات روانی تأیید شد (اثر غیرمستقیم β=0.12, p<0.01) و شاخص‌های برازش مدل (CFI=0.94, RMSEA=0.06) مناسب ارزیابی شدند. در مجموع، یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که صفات شخصیتی و ظرفیت ذهنی‌سازی بیماران تأثیر معناداری بر آسیب‌شناسی روانی ناشی از تشخیص سرطان دارند.