کلیدواژه‌ها = جو عاطفی خانواده
تعداد مقالات: 2
نقش میانجی خودشناسی یکپارچه در ارتباط با جو عاطفی خانواده و خودکنترلی زنان

نقش میانجی خودشناسی یکپارچه در ارتباط با جو عاطفی خانواده و خودکنترلی زنان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 آبان 1404

الهه علیجانی، اسماء فولادی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودشناسی یکپارچه در ارتباط با جو عاطفی خانواده و خودکنترلی زنان صورت گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و با تکیه بر معادلات ساختاری صورت گرفت. جامعه آماری شامل کلیه زنان متاهل ناحیه 4 شهر مشهد در سال 1403-1402 بودند که از میان آنها براساس جدول مورگان و نیز به شیوه نمونه‌گیری در دسترس 173 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه جو عاطفی خانواده هیل برن (1964)، مقیاس خودکنترلی تانجنی و همکاران (2004) و مقیاس خودشناسی یکپارچه قربانی و همکاران (2008) بود. داده‌ها براساس مدل‌یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار AMOS نسخه 20 تحلیل شدند. یافته‌ها نشان دادند که بین جو عاطفی و خودکنترلی زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. جو عاطفی تاثیر مستقیم معناداری بر خودشناسی یکپارچه زنان داشت. همچنین خودشناسی یکپارچه تاثیر مستقیم معناداری بر خود کنترلی زنان دارد. با ورود متغیر خودشناسی یکپارچه به مدل اثر غیرمستقیم جو عاطفی خانواده بر خودکنترلی زنان به صورت مثبت و معناداری شد. در نتیجه می‌توان گفت خودشناسی یکپارچه می‌تواند در رابطه میان جو عاطفی خانواده و خودکنترلی زنان نقش میانجی ایفا کند.

پیش بینی علاقه اجتماعی براساس نیازهای بنیادین روان شناختی و جو عاطفی خانواده

پیش بینی علاقه اجتماعی براساس نیازهای بنیادین روان شناختی و جو عاطفی خانواده

دوره 2، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 35-53

منیر پوری محمد، مالک میرهاشمی

چکیده پژوهش حاضر با هدف پیش بینی علاقه اجتماعی براساس نیازهای بنیادین روان شناختی و جو عاطفی خانواده انجام شد. روش­ پژوهش توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه آزاد واحد رودهن در سال تحصیلی 97-1396 بود. حجم نمونه براساس روش کرامر، 160 نفر برآورد و به روش تصادفی چندمرحله­ای برگزیده شدند. افراد نمونه، سه پرسشنامه نیازهای بنیادین روانشناختی، جو عاطفی خانواده و علاقه اجتماعی کراندل را تکمیل کردند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه حاکی از این بود که علاقه اجتماعی براساس نیازهای بنیادین روان شناختی و جو عاطفی خانواده قابل پیش بینی است و دو متغیر جو عاطفی خانواده و مولفه ارتباط نیازهای بنیادین روان شناختی با متغیر علاقه اجتماعی همبستگی مثبت و معنادار دارند.