نویسنده = علی علی اصغری
تعداد مقالات: 4
اثربخشی آموزش خودگویی مثبت با رویکرد شناختی رفتاری بر صمیمیت زناشویی در زنان عرب زبان مبتلا به سرطان

اثربخشی آموزش خودگویی مثبت با رویکرد شناختی رفتاری بر صمیمیت زناشویی در زنان عرب زبان مبتلا به سرطان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مهر 1404

معصومه شیخلو، حسن یعقوبی، علی علی اصغری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودگویی مثبت با رویکرد شناختی–رفتاری به زبان عربی بر صمیمیت زناشویی زنان متأهل عرب‌زبان مبتلا به سرطان در شهر ارومیه انجام شد. روش پژوهش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان متأهل عرب‌زبان ۲۵ تا ۵۵ سال مبتلا به سرطان بود که در نیمه اول سال ۱۴۰۴ به مراکز درمانی ارومیه مراجعه کرده بودند. از میان واجدان شرایط، ۳۰ نفر به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر کدام ۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه صمیمیت زناشویی والکر و تامپسون (نسخه عربی) بود. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای آموزش خودگویی مثبت با رویکرد شناختی–رفتاری به زبان عربی دریافت کرد، اما گروه کنترل مداخله‌ای نگرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون‌ کوواریانس چندمتغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد پس از کنترل اثر پیش‌آزمون، تفاوت معناداری بین دو گروه در صمیمیت زناشویی کلی و ابعاد هیجانی، کلامی و جنسی وجود دارد (001/0>P). بیشترین تأثیر مداخله بر صمیمیت هیجانی مشاهده شد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که آموزش خودگویی مثبت به زبان مادری می‌تواند صمیمیت زناشویی زنان مبتلا به سرطان را ارتقاء دهد.

نقش میانجی ذهنی‌سازی در رابطه بین پنج عامل شخصیت و آسیب‌شناسی روانی بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم تحت تأثیر استرس مزمن: مطالعه آسیب‌شناختی زیستی-روانی

نقش میانجی ذهنی‌سازی در رابطه بین پنج عامل شخصیت و آسیب‌شناسی روانی بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم تحت تأثیر استرس مزمن: مطالعه آسیب‌شناختی زیستی-روانی

دوره 8، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 41-61

رضا عبدی، علی علی اصغری

چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی ذهنی‌سازی در رابطه بین پنج عامل شخصیت و آسیب‌شناسی روانی در بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم تحت استرس مزمن انجام شد. مطالعه به روش توصیفی-همبستگی و با کاربرد مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. جامعه آماری کلیه بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم شهر ارومیه بود که در بازه زمانی مهر ۱۴۰۳ تا تیر ۱۴۰۴ به مراکز درمانی مراجعه کردند. نمونه شامل ۲۰۰ نفر (۵۴ درصد زن و ۴۶ درصد مرد) بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پنج عامل شخصیت (NEO-FFI)، مقیاس ذهنی‌سازی (RFQ) و آزمون آسیب‌شناسی روانی (DASS-21) بود. داده‌ها با همبستگی و مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد روان‌رنجورخویی بالاترین همبستگی مثبت را با آسیب‌شناسی روانی دارد (r=0.57)، در حالی که ذهنی‌سازی همبستگی منفی قوی با آسیب‌شناسی روانی نشان داد (r=-0.53). مدل ساختاری ارائه‌شده از برازش مناسبی برخوردار بود (CFI=0.91، RMSEA=0.06) و نشان داد ذهنی‌سازی نقش میانجی قوی دارد. شرکت‌کنندگانی که سطح ذهنی‌سازی بالاتری داشتند، رفتارها و نگرش‌های مثبت‌تر و ظرفیت مقابله مؤثرتری با استرس بیماری از خود نشان دادند. یافته‌ها تأکید می‌کند که پنج عامل شخصیت و به ویژه روان‌رنجورخویی، پیش‌بینی‌کننده قوی برای آسیب‌شناسی روانی بیماران مبتلا به تومور بدخیم هستند.

پژوهش بالینی آسیب‌شناسی روانی درباره‌ اختلالات روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی

پژوهش بالینی آسیب‌شناسی روانی درباره‌ اختلالات روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی

دوره 8، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 7-22

رضا عبدی، علی علی اصغری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی آسیب‌شناسی روانی ناشی از تشخیص سرطان با تأکید بر نقش میانجی ذهنی‌سازی در رابطه بین ابعاد شخصیتی و اختلالات بالینی، در جامعه بیماران سرطانی شهر ارومیه اجرا شد. مطالعه حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی و در چارچوب یک پژوهش بالینی بر روی ۱۷۰ بیمار مبتلا به سرطان مراجعه‌کننده به مراکز درمانی ارومیه در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها شامل پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت (NEO-FFI)، مقیاس ذهنی‌سازی (RFQ) و سیاهه علائم بالینی (SCL-90-R) بود. داده‌ها با روش‌های آماری توصیفی، همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شدند. نتایج نشان داد روان‌رنجوری بالاترین همبستگی مثبت با اختلالات روانی (r=0.64, p<0.001) و ذهنی‌سازی همبستگی منفی و معنادار با آسیب‌شناسی روانی (r=-0.53, p<0.001) داشت. همچنین، بیماران با ذهنی‌سازی بالا سطوح کمتری از آسیب‌شناسی روانی را تجربه کردند. در مدل‌یابی معادلات ساختاری، نقش میانجی ذهنی‌سازی در ارتباط بین روان‌رنجوری و اختلالات روانی تأیید شد (اثر غیرمستقیم β=0.12, p<0.01) و شاخص‌های برازش مدل (CFI=0.94, RMSEA=0.06) مناسب ارزیابی شدند. در مجموع، یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که صفات شخصیتی و ظرفیت ذهنی‌سازی بیماران تأثیر معناداری بر آسیب‌شناسی روانی ناشی از تشخیص سرطان دارند.

اثربخشی آموزش مبتنی بر تغییر سبک زندگی بر کیفیت رابطه زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی

اثربخشی آموزش مبتنی بر تغییر سبک زندگی بر کیفیت رابطه زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 21-35

علی علی اصغری، علی خادمی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر تغییر سبک زندگی بر کیفیت رابطه زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی انجام شد. پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش‌آزمون، پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش زنان دارای تعارض زناشویی با همسر شهر اردبیل که در سال 1402 به مراکز مشاوره مراجعه کرده بودند. حجم نمونه معادل 30 نفر بود که در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. از هر دو گروه پیش‌آزمون گرفته شد، سپس آموزش مبتنی بر تغییر سبک زندگی مدل ون‌پی (2018) به گروه آزمایش داده شد و سپس، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه تعارض زناشویی ثنائی (1379)، پرسشنامه کیفیت رابطه زناشویی (باسبی و همکاران، 1995) جمع‌آوری شدند و توسط نرم افزار SPSS-26 و با استفاده از روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان دادند که کیفیت رابطه زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی در مرحله پس آزمون در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری داشته است (01/0>P).بنابراین، آموزش مبتنی بر تغییر سبک زندگی می‌تواند توسط درمانگران حیطه زوجین، به عنوان یک مداخله موثر برای زوجین متعارض در جهت افزایش کیفیت رابطه زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.